بررسی دلایل موفقیت کارل آیکان در سرمایه گذاری
در بررسی زندگینامه آیکان به نکات کلیدی موفقیت و نوع نگاه او به سرمایهگذاری اشاره شده است.
اهمیت به سهام طلایی و مدیریتی پرهیز از تمرکز بر سهام یک شرکت خاص و از همه مهمتر تشخیص درست زمان خرید و فروش از جمله نکات کلیدی و رموز موفقیت این سرمایهگذار شناخته شده است.
بازی حرفهایها در والاستریت
اولین اقدام کارل آیکان پنهان کردن چهره واقعی خود بود. او و شریکش، آلفرد کینگزلی به عنوان سرمایهگذارانی مهربان، «که ممکن است سرمایهگذاری خود را افزایش دهند»، به مدیریت تاپان (اولین شرکتی که او قصد تصاحب آن را نمود) معرفی شدند و برای رسیدن به هدف خود، پرسشهایی ساده لوحانه در مورد شرکت و محصولاتش پرسید.
نیازی به گفتن ندارد که آیکان پاسخ آن پرسشها را میدانست. اما با این کار به هدف خود در جهت آرام کردن مدیریت تاپان در مورد احساس امنیت رسید و اجازه داد تا آنها با خود فکر کنند که او و کینگزلی از اینکه مدیریت برای صحبت در مورد شرکت به آنها وقت داده است خوشحال هستند.
سرمایهگذاران بزرگ به ندرت با کسی در مورد فعالیت خود در بازارها صحبت میکنند. اما آیکان این گونه نبود. او در مرحله دوم از ترفند خود، برای آنکه مدیریت شرکت از اقدام آنها آگاه نشود همچنان به صحبت کردن با آنها ادامه داد بدون آنکه هدف اصلیاش فاش شود.
هنگامی که آیکان سهام خود را در تاپان افزایش داد، مدیریت شرکت مصممتر شد تا نیت اصلی او را دریابد. اما او کماکان خود را به عنوان یک سرمایهگذار بلندمدت و علاقهمند به تاپان معرفی میکرد.
گام سوم او جستجو برای جایگاهی در هیات مدیره بود. تقریبا در چنین زمانی بود که مدیریت شرکت متوجه شد که نیت واقعی آیکان هر چه باشد، ممکن است امنیت آنها را به خطر اندازد. البته دیگر برای هرگونه اقدام دفاعی دیر شده بود.
دانستن این نکته ضروری است که آیکان به دانشگاه پرینستون رفت و ـ همچون شوارتز ـ به تحصیل رشته فلسفه پرداخت. پایان نامه او برنده جایزه اول شد. ثابت شد که مانند شوارتز، فلسفه، عاملی حیاتی در موفقیت بعدی آیکان در سرمایهگذاری بود.
متمرکز بمانید
پس از ورود به هیات مدیره، آیکان به مدیریت فشار میآورد تا بخشهایی از شرکت ـ یا تمام آن ـ را برای بازگرداندن پول سهامداران، بفروشد. در نهایت، مدیریت که ناامیدانه شاهد انحلال شرکت خود توسط آیکان بود، خریداری را در شرکت سوئدی الکترولوکس که تولیدکننده لوازم خانگی بود، پیدا کرد که سرانجام در اواخر سال 1978 سهام آیکان را با قیمت 18 دلار برای هر سهم خرید.
آیکان در برابر 321500 سهم خود سودی معادل 7/2 میلیون دلار به دست آورد. جالب بود که دیک تاپان رییس شرکت پیرو آیکان شد و در تلاش برای قبضه کردن مالکیت شرکتهای بعدی در کنار آیکان قرار گرفت.
آیکان پس از فروش سهام تاپان موقعیت سرمایهگذاری بسیار خوبی را پیدا کرد که او را به یکی از بزرگترین و ثروتمندترین سرمایهگذاران تبدیل کرد.
حمله ناگهانی او به شرکت تاپان مانند یک رویای موفقیتآمیز بود. اما آیکان حتی برای خوردن یک لیوان نوشیدنی نیز وقت تلف نمیکرد چه برسد به اینکه به تعطیلات برود. او و کینگزلی همیشه به سختی مشغول کار بر روی هدف بعدی خود بودند. آنها الگویی برای خود داشتند که در مدت ده سال بعد نیز از آن پیروی کردند و در طول این مدت در مورد پانزده شرکت مانند تاپان از روشی مشابه استفاده نمودند.
آنها هر بار تمرکز خود را به طور کامل، تنها بر یک یا دو سرمایهگذاری معطوف میکردند. آیکان نیز همچون بافت و شوارتز، همیشه تا آنجا که میتواند سهام شرکت مورد نظر خود را خریداری میکند، او گاهی اوقات تا حدی که ممکن است از منابع خود بهره برداری میکند. آیکان، آن توصیه قدیمی در مورد تنوع بخشی را کاملا نادیده میگیرد و در نتیجه پاداشهای هنگفتی به دست میآورد.
او و کینگزلی شرکتهایی همچون گلف و وسترن، گودریچ، مارشال فیلد، و فیلیپس پترولیوم را هدف قرار دادند. سهام تمام این شرکتها با کاهش قیمتهای قابل توجه نسبت به ارزش دفتری خود خرید و فروش میشدند. هیچ کدام از آنها دارای سهام دار عمده نبودند، بنابراین مدیریت آنها ـ تنها رقیب آیکان برای در اختیار گرفتن شرکت – نسبت به روش اتخاذ کرسی هیات مدیره آیکان، آسیبپذیر بود. تمام آن شرکتها داراییهایی قابل فروش داشتند، و یا کسانی که مایل به تصاحب آنها بودند را به خود جذب میکردند.
پاسخ به سوالات اساسی از زبان سرمایهگذار موفق
آیکان، کاهش قیمت نسبت به ارزش ذاتی، آسیبپذیری ترکیب سهامداران (به لحاظ کسب کرسی هیات مدیره) و نقد شوندگی شرکت مورد نظر را اندازهگیری میکند. پاسخ سوالات زیر برای او کاملا روشن است:
- چه چیزی بخرد: شرکتی که سهام دار مدیریتی ندارد و با قیمتی پائینتر از ارزش واقعی خود در حال معامله است و پتانسیل قبضه نمودن مالکیت را دارد.
- چه موقع آن را بخرد: هنگامی که تمام معیارهای از پیش مشخص شده را دارد.
- چه قیمتی بپردازد: قیمتی بسیار پایینتر از ارزش واقعی سهام.
- چگونه آن را بخرد: سهام آن را به صورت نقد بخرد.
- چند درصد از سبد سهام خود را به خرید آن اختصاص دهد: تا آنجا که برایش مقدور است.
- نظارت و کنترل بر پیشرفت سرمایهگذاریها: فرآیند دائمی برقراری ارتباط با مدیریت شرکت برایترغیب آنها به فروش، تجدید ساختار، یا انحلال شرکت. همزمان جستجو برای خریداران بالقوه شرکت.
- چه زمانی بفروشد: هنگامی که مالکیت شرکت را قبضه نمود یا هنگامی که مدیریت پیشنهادی برای خرید سهام او ارائه میدهد. زمانی که وضعیت دفاعی شرکت بیش از حد قوی است یا هنگامی که روش او موثر واقع نمیشود سهام خود را حفظ میکند. هنگامی که او کنترل شرکت را به دست میآورد، معمولا داراییها را میفروشد و یا به نحو دیگری پول خود را پس میگیرد، (برای مثال با استفاده از جریان نقدینگی شرکت برای تامین مالی تصاحب کنترل شرکتهای دیگر) بدون آنکه کنترل شرکت را از دست بدهد.
- تجدید ساختار پرتفولیوی شرکتهای خریداری شده: ترازنامه شرکتهای آیکان تنها حاوی وجه نقد و سهام منطبق با اهداف سرمایهگذاری او است یا به این سمت حرکت میکند. او از حاشیه سود یا وامها برای شرکت استفاده میکند تا قدرت خرید میزان پول نقد خود را چند برابر کند.
- روش جستجو: تعداد زیادی از گزارشهای سالیانه هیات مدیره گزارشات مالی حسابرسی شده و سایر گزارشات و هر گونه اطلاعات مرتبط را مورد بررسی قرار میدهد.
- محفاظت در برابر ریسک سیستماتیک از قبیل فروپاشیهای بازار: قیمتی پایینتر از ارزش واقعی شرکت میپردازد و آن را حاشیه امنیت خود به حساب میآورد.
- مواجهه با اشتباهات: در مورد خارج شدن از شرایط به مذاکره میپردازد.
- هنگامی که این سیستم پاسخگو نیست چه اقدامی انجام دهد: همه چیز را متوقف میکند. منتظر میشود یا روش خود را مجددا مورد بازبینی قرار میدهد.
از سهام اجاق گاز تا خرید سهام پرپتانسیل!
مرور زندگینامه کارل آیکان روایتگر نکات جالبی است، اینکه آیکان از خرید سهام یک شرکت تولیدکننده اجاقگاز شروع میکند و در خلال سال 1970 که آمریکا شرایط تورمی داشت، اقدام به خرید سهام شرکتهای دارای داراییهای ثابت و مشهود میکند. روزهایی که ارزش سهام بسیاری از شرکتها پایینتر از ارزش ذاتی خود قرار داشت. سراسر زندگینامه سرمایهگذاری آیکان این مهم را گوشزد میکند که در شرایط تورمی فقط دارایی بخرید.
کتاب 23 اصل موفقیت وارن بافت این بار روایتگر زندگینامه کارل آیکان شده است: در اواخر سال 1977، کارل آیکان، خرید سهام یک شرکت تولیدکننده اجاق گاز در اهایو به نام «تاپان» را آغاز کرد. او به خرید این سهام ادامه داد تا اینکه 20 درصد از سهام این شرکت را به دست آورد.
یک معاملهگر اهل نیویورک چه چیزی در مورد اجاق گاز یا تولید در این زمینه میداند؟ او اطلاعات چندانی در این زمینه نداشت. اما میتوانست ترازنامه را بخواند. برای او واضح بود که ارزش ویژه هر سهم حدود 20 دلار میباشد و این در حالی است که قیمت هر سهم آن در بازار تنها 50/7 دلار بود و این واقعیت حاشیه امنیت خوبی را برای تصاحب این سهام ایجاد میکرد.
تنها برخی از افراد بر این عقیده بودند که قیمت سهام تاپان مناسب است. برای مثال، صنایع لیتون تصمیم به تصاحب این شرکت گرفت، اما به این نتیجه رسید که تاپان در شرایطی وحشتناک است و به اینترتیب از این کار صرف نظر کرد.
عموی آیکان که چند سال قبل از آن، 400 هزار دلار برای کسب و کار در بورس نیویورک، به او قرض داده بود، با خود تصور میکرد که آیکان دیوانه شده است.
اما هنگامی که برادر زادهاش تنها یک سال بعد، مبلغی معادل 7/2 میلیون دلار سود از سهام تاپان به دست آورد، نظر خود را تغییر داد. تاپان همچنین خصوصیت دیگری داشت که برای آیکان جذاب بود: هیچگونه سهامدار عمده و مدیریتی نداشت. آیکان با به دست آوردن 20 درصد از آن شرکت اقدام به تغییر ساختار شرکت کرد.
استفاده از ناکارآییهای بازار
در سال 1967، آیکان انجام معامله برای خودش را از طریق جایگاه اختصاصی خود در بازار سهام نیویورک آغاز کرد. او بولتن خبری هفتگی در مورد اختیارات خرید و فروش سهام منتشر کرد که تنها منبعی بود که به طور عمومی در دسترس قرار داشت و اطلاعاتی در مورد قیمت آپشن ارائه میداد.
آیکان فعالیت خود را گسترش داد و متوجه ناکارآیی مشابهی در قیمتگذاری صندوقهای سرمایهگذاری مشترک شد، که تقریبا همه آنها با کاهش قیمت عمدهای نسبت به ارزش داراییهای تحت مالکیت خود، مشغول فعالیت بودند، به اینترتیب او شروع به خریداری واحدهای سرمایهگذاری این صندوقها کرد.
آیکان نیز همچون بافت و شوارتز، صریحا بر این باور است که نظریه بازار کارآمد کاملا بیمعنا است. تمام حرفه او در والاستریت بر این مبنا شکل گرفته بود که این ناکارآیی بازار را بیابد و از آنها بهرهمند شود.
روش کار کارل آیکان
یکی از عوامل موثر در موفقیت آیکان، همکار او آلفرد کینگزلی بود که در سال 1968 به او پیوست. آیکان، محاسبات را به کینگزلی سپرد تا او اطلاعات را به خوبی بررسی و اهداف احتمالی سرمایهگذاری را مشخص کند تا سپس آیکان از میان آنها بهترینها را انتخاب نماید.
روزی در هنگام صرف ناهار آیکان و کینگزلی متوجه شدند که میتوانند همان روشی را که در مورد صندوقهای سرمایهگذاری مشترک با سرمایه ثابت استفاده کرده بودند، در مورد دیگر شرکتهای پذیرفته شده در بورس و فرابورس که قیمت کنونی سهامشان بسیار پایینتر از ارزش دفتری آنها است به کار گیرند و زمانبندی آنها کاملا مناسب بود، بنابراین آنها خرید را شروع کردند. پس از بازار نزولی سالهای 1973 تا 1974، مجددا با اولین شوک نفتی، جهش سهام در سال 1975 به آرامی آغاز شد تا آنکه بزرگترین بازار رو بهترقی تاریخ در سال 1982 آغاز شد و سودهای رویایی برای آنها به ارمغان آورد.
در واقع در دهه 1970 تورم به شدت در حال افزایش بود، ارزش داراییهای مشهود همچون طلا و مسکن به سرعت بالا رفته بود، اما این تغییرات هنوز درترازنامههای شرکتها تاثیر خود را نشان نداده بود و این اتفاق باید دیر یا زود به وقوع میپیوست. در چنین شرایطی، سهام بسیار زیادی با قیمتی پایینتر از ارزش ذاتی آنها، خرید و فروش میشد، اما به علت تورم، کاهش قیمت نسبت به ارزش داراییها در زمان تسویه بیشتر از این میزان بود. این شرایط باعث ایجاد حاشیه امنیت بسیار بالایی برای آیکان شد. تاپان، تنها اولین مورد از سرمایهگذاریهای پایینتر از ارزش واقعی بود که آیکان و کینگزلی به دنبال آنها بودند.
نقل قولهایی از کارل آیکان
در اینجا جدولی از ۱۰ نقلقول مشهور و تاثیرگذار از کارل آیکان (Carl Icahn)، سرمایهگذار و میلیاردر معروف آمریکایی، در مورد سرمایهگذاری، پول و تجارت گردآوری شده است:
ردیف | متن سخن (ترجمه فارسی) | مفهوم اصلی |
۱ | «در این تجارت یاد میگیرید: اگر دوست میخواهید، یک سگ بخرید.» | واقعبینی و سختی در دنیای تجارت |
۲ | «برخی مردم با مطالعه هوش مصنوعی ثروتمند میشوند. من با مطالعه حماقت طبیعی پول در میآورم.» | استفاده از اشتباهات دیگران |
۳ | «وقتی اکثر سرمایهگذاران، از جمله حرفهایها، بر سر چیزی توافق دارند، معمولاً اشتباه میکنند.» | تفکر خلاف جریان (Contrarian) |
۴ | «باید چیزهایی را بخرید که وقتی بقیه دنیا به شما نگاه میکنند، فکر کنند کمی دیوانه هستید.» | شجاعت در سرمایهگذاری متفاوت |
۵ | «در زندگی و تجارت، دو گناه کبیره وجود دارد: اولی عمل کردن عجولانه و بدون تفکر است و دومی اصلا عمل نکردن.» | تعادل بین اقدام و تفکر |
۶ | «قانون اصلی این است که در پایان روز سرمایه کافی داشته باشید.» | مدیریت ریسک و حفظ سرمایه |
۷ | «هنگام قضاوت در مورد دیگران و بهخصوص در مورد خودتان، شانس را با مهارت اشتباه نگیرید.» | فروتنی و خودشناسی |
۸ | «من رابین هود نیستم، من از پول درآوردن لذت میبرم.» | صداقت درباره انگیزه مالی |
۹ | «هر چه دارم فروشی است، به جز فرزندانم و احتمالاً همسرم.» | نگاه معاملهگرانه به داراییها |
۱۰ | «مدیرعاملها (CEO) برای انجام کارهای وحشتناک حقوق میگیرند. اگر سیستم اینقدر خراب نبود، آدمهایی مثل من اینقدر پول در نمیآوردند.» | انتقاد از مدیریت ناکارآمد شرکتها |
شاهراه موفقیت در بازار
واضح است که آیکان روش کاملا مشخصی برای خروج دارد که در درون سیستم سرمایهگذاری او نهفته است. او هیچ چیزی را نمیخرد، مگر اینکه ابتدا طرح خروج خود از آن را به دقت بررسی کرده باشد.
او به دقت در میان شرکتهای ثبت شده به دنبال آنهایی میگشت که قیمت سهام آنها بسیار پایینتر از ارزش دفتری و ارزش ذاتی آنها بود، و هیچ کس از جمله مدیریت شرکت، مالک سهام زیادی از شرکت نبود. پس از آنکه هدف خود را مشخص میکرد، بیسر و صدا شروع به جمعآوری سهام میکرد و تا آنجا که میتوانست اقدام به خرید سهام آن شرکت مینمود و بعد از چند سال محصول استراتژی خود را به بهترین نحو برداشت میکرد.
شما در بورس، علاوه بر خرید و فروش سهام:
- میتوانید در داراییهایی مانند طلا و مسکن سرمایهگذاری کنید
- در صندوقهای سرمایه گذاری بدون ریسک، سود ثابت بگیرید
برای شروع سرمایهگذاری، افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاریها انجام دهید:


