خلاصه کتاب اثر مرکب [پادکست بورسینس]

خلاصه کتاب اثر مرکب از دارن هاردی

در اولین سری از پادکست‌های بورسینس، پادکست‌ معرفی و خلاصه کتاب اثر مرکب «دارن هاردی» را بشنوید:

.

متن پادکست خلاصه کتاب اثر مرکب:

“اثر مرکب یک دستورالعمل اجرایی است که به شما آموزش می دهد سیستم خود را کنترل کنید در آن مهارت یابید و آن را به شکل نیازها و خواسته هایتان در آورید. اگر تنها یک بار این کار را انجام دهید، دیگر چیزی نیست که نتوانید به دست آورید.”

این بخشی از متن پیام آنتونی رابینز نویسنده و سخنران معروف امریکایی در ستایش کتاب «اثر مرکب» دارن هاردی است. کتاب اثر مرکب در شمار یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز در حوزه موفقیت است که در ایران هم با استقبال چشمگیری مواجه شده است.

اگر میخواهید بدانید چطور با اثر مرکب میتوانید زندگیتان را دگرگون کنید، پیشنهاد میکنیم این مطلب را تا انتها بخوانید.

مفهوم اثر مرکب

برای درک بهتر مفهوم اثر مرکب در کتاب مثالی ذکر شده که ممکن است پیش از این، شنیده باشید. اما این مثال بسیار قابل تامل است و گفتن آن خالی از لطف نیست. این مثال به “مثال سکه اسرارآمیز” معروف است.

فرض کنید به شما دو پیشنهاد می شود:

  • 3 میلیون دلار پول نقد را همین الان دریافت کنید.
  • یک سکه یک سنتی دریافت کنید که طی ۳۱ روز آینده، هر روز ارزش آن دو برابر می‌شود.

شما می توانید یکی از دو پیشنهاد فوق را قبول کنید.

فرض کنیم شما ۳ میلیون دلار را انتخاب می کنید و دوستتان پیشنهاد سکه یک سنتی را انتخاب می کند.

اگر روز پنجم را در نظر بگیریم، دوست‌تان ۱۶ سنت دارد که در برابر ۳ میلیون دلار شما، تقریباً هیچ است. روز دهم او ۱۵ دلار و ۱۲ سنت دارد و شاید الان حس بدی داشته باشد که چنین انتخابی کرده است. شما در حال خرج کردن پول هایتان هستید و دارید لذت می برید.

بعد از ۲۰ روز، زمانی که فقط ۱۱ روز تا پایان دوره ۳۱ روز باقی مانده، دوستتان فقط ۵۲۴۳ دلار دارد؛ یعنی فقط کمی بیشتر از ۵ هزار دلار! در حالی که شما سه میلیون دلار دارید که ممکن است بخشی از آن را خرج کرده باشید.

از نظر دارن هاردی جادوی پنهان اثر‌مرکب در اینجا یواش یواش شروع به نمایان شدن میکند. یک سنت مرکب در روز سی و یکم برابر 10,737,418 دلار و ۲۴ سنت شده است! بیش از سه برابر ۳ میلیون دلار شما!!

این مثال توضیح جادوی اثر مرکب را برای ما نمایان می کند و درمی یابیم که ثبات قدم ازمولفه‌های مهم در اثر مرکب است.

به نظر نویسنده تغییرات بنیادی در زندگی هر فرد، حاصل ثابت قدمی وی به علاوه انتخاب های کوچک و هوشمندانه اوست. دارن‌هاردی معتقد است که تغییرات بزرگ ناگهان ایجاد نمی شوند و باید ذره ذره و با تداومی که ما در انجام آنها به خرج می دهیم، منتظر حضور تغییرات در زندگی خود باشیم.

در مثال سکه اسرارآمیز، در روز بیست و نهم دوست شما ۳ میلیون دلار داشته، اما تا روز سی و یکم و تنها در عرض ۲ روز این مبلغ بسیار بیش از دارایی شما شده است.

در کتاب مثال های دیگری هم هست مثالی از سه دوست که زندگی متفاوت دارند و هر کدام روال زندگی خود را طی می‌کنند. یکی تصمیم می‌گیرد اندکی تغییرات مثبت در زندگی خود ایجاد کند؛ دیگری تصمیمش این است که تغییری ایجاد نکند و یکی دیگر از دوستان با نآآگاهی، شروع به ایجاد تغییرات منفی بسیار کوچکی در زندگی خود می‌کند.

نتیجه انتخاب این سه نفر پس از مدتی با هم کاملاً متفاوت است و عجیب آنکه وقتی این مثال را مطالعه می‌کنیم متوجه می‌شوید که چقدر اثر مرکب در زندگی ما تاثیر گذار است.

ذهنیت ماکروویوی (انتظار دریافت نتایج بسیار سریع) و اثر مرکب

نکته دیگری که در کتاب به آن اشاره شده و نکته مهمی است، پرهیز از ذهنیت مایکروویوی است.

ذهنیت مایکروویوی چیزی است که باعث می‌شود ما انتظار دریافت نتایج بسیار سریع را داشته باشیم. نویسنده کتاب معتقد است برای درک اثر مرکب باید این انتظار را به کلی کنار بگذاریم! او معتقد است برای موفقیت تنها یک مسیر وجود دارد که آن هم با انجام یک سری کارهای معمولی و پیش پا افتاده و گاه حتی خسته کننده و غیر مهیج به وقوع می پیوندد.

یعنی مسیری که برای موفقیت وجود دارد نیاز به کارهای خارق العاده و عجیب ندارد؛ تنها باید کارهای معمولی را با نظم و ترتیب و با ثبات قدم انجام دهیم.

انتخاب‌های ما و اثر مرکب

انتخاب‌های ما نکته مهم دیگری است که نویسنده به آن اشاره دارد به نظر دارن هاردی هر اتفاقی در زندگی ما می‌افتد، ریشه آن در انتخاب‌های ما است.

یعنی نتایجی که به بار می‌آید حاصل انتخاب‌های مختلف ما هستند حتی اگر هیچ انتخابی هم انجام ندهیم مانند یک دریافت کننده منفعل در مسیر زندگیمان خواهیم بود.

بنابراین هر تصمیمی حتی کوچکترین و بی اهمیت این تصمیم ها هم می تواند در طول زمان اثر مرکب خود را در زندگی ما نشان دهد و زندگی ما را تغییر دهد اینکه انتخاب کنیم به دانشگاه برویم، با چه کسی ازدواج کنینم، چه غذایی بخوریم و… همه اینها می‌تواند در زندگی ما تاثیر گذار باشد.

کار مهمی که باید انجام دهیم این است که در زمان اتخاذ تصمیم‌هایمان، تمام و کمال به آنها توجه کنیم. این موضوع مهمی است که اغلب آن را نادیده می‌گیریم!

هیچ فردی نمی خواهد خودش را نابود کند؛ اما اغلب می‌بینیم که با فکر نکردن و با انتخاب‌های نسنجیده ریسک‌هایی را در زندگی خود متحمل می‌شویم که عواقب بسیار بدی را ممکن است برای ما داشته باشد.

درباره انتخاب‌ها و این که حتی کوچکترین انتخاب‌ها هم در زندگی ما اثر گذارند مثالی را در کتاب می‌بینیم به اسم اینکه “فیل‌ها گاز نمی‌گیرند”! هیچ وقت پیش نیامده که بشنویم فیل کسی را گاز گرفته است؛ اما پشه‌ها عموما افراد را می‌گردند. بسیاری از افراد هم با گزش یک پشه، یعنی با انتخاب یک اشتباه کوچک، تاثیر وحشتناکی را در زندگی خود دریافت کردند. پس باید مواظب پشه‌ها باشیم که ما را نگزند!

تصمیمات کوچک و به ظاهر کم اهمیت، می‌توانند به پر اهمیت‌ترین موضوعات زندگی ما تبدیل شوند.

در خصوص انتخاب‌های مان ما باید بپذیریم که مسئول تمام و کمال انتخاب‌ها خودمان هستیم و هیچ‌کس دیگر در قبال آن مسئول نیست. این که دائماً دنبال یک مقصر می‌گردیم، فقط کار را پیچیده‌تر می‌کند و ما را از هدف‌مان دورتر می کند و مشکلی را هم از ما حل نمی‌کند.

ما باید مسئولیت صددرصدی انتخاب‌های خودمان را بپذیریم.

همه چیز به عهده خود ماست این را باید بپذیریم حتی وقتی به کسی اعتماد می‌کنیم و سرمایه خود را در اختیار او قرار می دهیم و با او شریک می شویم؛ اگر او کلاهبرداری کند، ما همچنان مسئولیت این اتفاق را خودمان باید بر دوش بگیریم!

چرا که ما انتخاب کردیم که به آن فرد اعتماد کنیم.

می‌توانستیم این کار را انجام ندهیم یا اینکه می‌توانستیم در عین قرار دادن سرمایه خود در اختیار او، نظارتی هم دورادور داشته باشیم.

اگر این کارها را نکردیم، پس نمی‌توانیم کسی جز خودمان را در این کار مقصر بدانیم. پذیرش مسئولیت ۱۰۰ درصدی به همه امور زندگی بر می‌گردد.

حتی وقتی گاهی دیر می‌رسیم و ترافیک را بهانه می‌کنیم، یعنی مسئولیت ۱۰۰ درصدی دیر رسیدن خود را نپذیرفتیم. پس بسیار مهم است که مسئولیت ۱۰۰ درصدی همه امور را بپذیریم.

نکته دیگری که در کتاب وجود دارد مربوط به خوش شانسی است.

ما غالبا موفقیت‌های دیگران را به خوش شانسی آنها نسبت می‌دهیم و عدم موفقیت‌های خودمان را به بدشانسی!

دارن هاردی فرمول کامل خوش شانسی را این چنین تعریف می‌کند: آمادگی از نظر پیشرفت شخصی به علاوه نگرش‌ها یعنی اعتقادات و طرز فکر افراد به علاوه فرصت یعنی چیزهای خوبی که در مسیر ما ممکن است قرار گیرد، به اضافه عمل یعنی کاری در خصوص انجام آنهاست.

پس آنچه که در خوش‌شانسی مهم است آمادگی ما، نگرش‌های ما و عمل ماست؛ در کنار این سه مولفه، فاکتور دیگری به اسم فرصت وجود دارد که شامل موارد خوبی است که ممکن است در زندگی ما ایجاد شود.

بسیاری از ما آرزوهای بزرگ در سر داریم؛ اما هرگز برای آنها درست تلاش نمی‌کنیم و نسبت به تصمیم‌هایی که می‌گیریم آگاه نیستیم.

از نظر دارن هاردی بزرگترین تفاوت بین انسان‌های موفق و ناموفق در این است که افراد موفق تمایل به انجام کارهایی دارند که افراد ناموفق تمایل به انجام آن کارها ندارند. این موضوع بسیار مهمی است که انجام کارهای ساده اما مداوم سبب ایجاد تغییرات بزرگ می شود.

از تمرین هایی که در کتاب به آن اشاره شده این است که اگر هدفی را برای خود تعیین می‌کنیم در خصوص تخطی از آنچه که در مسیر هدفمان است، یادداشت‌برداری کنیم.

برای مثال فرض کنید که می‌خواهیم پول بیشتری پس انداز کنیم؛ اگر می‌خواهیم پول بیشتری پس انداز کنیم باید نسبت به مخارجی که هر روز انجام می‌دهیم، آگاه باشیم. برای این کار می‌توانیم از یک دفترچه یادداشت استفاده کنیم و در هر لحظه و هر زمانی که خرید انجام می‌دهیم، به سرعت آن را در دفترمان یادداشت کنیم؛ با این کار می‌توانیم در مسیر رسیدن به هدفمان گام برداریم.

ثبت‌کردن تمرین بسیار ساده است و علت اینکه آن را به شما توصیه می‌کنیم این است که باید نسبت به لحظه لحظه خود آگاهی داشته باشیم.

هیچ وقت قبل از اندازه گیری چیزی، نمی‌توانیم آن را مدیریت کنیم و بهبود ببخشیم!

برای همین لازم است از آن آگاهی پیدا کنیم. علاوه بر این فقط ثبت زودگذر مهم نیست؛ بلکه ثبت وقایع باید کامل جامع سازمان یافته منظم بیوقت و مداوم باشد.

وقتی هدفی را برای خودمان تعیین می‌کنیم، باید بسیار مراقب باشیم. از نظر دارن هاردی موفقیت دو نیمه یک ماراتن است!

باید به نحوی در مسیر موفقیت و هدف خود گام برداریم که در میانه راه از آن دلزده نشویم.

در نظر بگیرید کسی را که می خواهند وزن کم کند. این فرد به یک باشگاه گران‌قیمت می‌رود، ثبت نام می‌کند و هر روز هفته بالغ بر ۲ ساعت به تمرین می پردازد.

این فرد به زودی خسته خواهد شد و کارش را نیمه رها خواهد کرد. لازم است همیشه تعادل را حفظ کنیم و سعی کنیم با آرامش و ایجاد تغییرات بسیار ریز و ظریف و مداومت در آنها، پیش برویم.

اهمیت انتخاب‌ها از آن جایی است که انتخاب‌ها اعمال ما را شکل می‌دهند و این اعمال رفته‌رفته به عادت تبدیل می‌شوند. پس ما باید عادت‌های موفقیت را آرام آرام به زندگی‌مان تزریق کنیم و اثرات عادت‌های مخرب را آهسته آهسته حذف کنیم و عادت‌های مثبت را جایگزین آنها کنیم.

عادت‌های ما و اثر مرکب

عادت‌های ما مسئله بسیار مهمی در زندگی‌مان است. عادت یعنی رفتاری که تا حدی یا به طور کامل به صورت غیر ارادی انجام می‌شود.

ارسطو معتقد بود ما همانی هستیم که دائم انجام می‌دهیم؛ یعنی ما همان عادت‌هایمان هستیم.

مطلب مرتبط: چگونه در 4 قدم یک عادت جدید ایجاد کنیم

ما باید به عادت‌هایمان توجه کنیم و در صورت نیاز عادت‌هایمان را اصلاح کنیم. اگر به موقع عادت‌هایمان را اصلاح نکنیم، پس از مدتی جایگزین کردن و اصلاح آنها بسیار دشوار خواهد شد. ما یک جوانه را بسیار بسیار ساده‌تر از یک نهال و یک نهال را بسیار ساده‌تر از یک درخت تنومند، می‌توانیم از خاک درآوریم.

ما اغلب آنچنان در عادت‌هایمان غرق می شویم که دیگر این عادت‌ها هستند که ما را هدایت می‌کنند.

عادت‌ها لزوما چیز بدی نیستند.

عادت‌ها ما را قادر می سازند از کمترین میزان انرژی هوشیارانه خود برای کارهای روزمره استفاده کنیم. اما آن چیزی که ما را با مشکل مواجه می کند عادت‌های بدی است که نسبت به آنها آگاه نیستیم.

باید دقت کنیم که تغییر عادت‌ها کار زمان‌بری است.

نکته اول درباره عادت‌ها این است که برای ترک عادت‌ها و جایگزین کردن عادت‌های خوب لازم است از لذت‌های مقطعی بگذریم. فرض کنید اگر زمانی که به یک ساندویچ بزرگ گاز می‌زنیم، ناگهان دچار حمله قلبی شویم، هرگز به سراغ لقمه دوم آن نخواهیم رفت!

اگر فقط با خوردن یک تکه کیک، بلافاصله ۲۰ کیلو گرم به وزنمان اضافه می شد، هرگز آن را نمی‌خوردیم.

اما خیلی وقت‌ها چون آن یک لقمه ساندویچ بزرگ یا آن یک تکه کیک در لحظه خوردن‌شان، لذتی خوشایند به ما می‌دهد، ما این کار را انجام می‌دهیم و به فکر عواقبش نیستیم؛ پس عادت‌هایی داریم که به خاطر لذات مقطعی و خوشنودی‌های کوتاه‌مدتش، آنها را انجام می‌دهیم بدون آنکه بخواهیم واقعاً انجام دهیم.

نکته بعدی درباره عادت‌ها، پیدا کردن چرایی انجام عادت‌های جدید است. اینکه چرا می‌خواهیم به هر هدفی برسیم و چرا می‌خواهیم عادت‌های اشتباه ما را ترک کنیم. قدرت چرائی از نیروی اراده هم افزون‌تر است. آن چیزی که باعث میشود ما بتوانیم سرسختانه تلاش کنیم، قدرت چرایی ماست.

از نظر دارن هاردی تا وقتی چراهای ما مشخص نشده باشند، چگونه های ما بی معنی هستند. حتی چرایی ما باید فراتر از انگیزه های مادیمان باشد!

اینکه ما فقط انتخاب کنیم که موفق باشیم، کافی نیست. باید انگیزه اصلی و چرایی اصلی خودمان را هم پیدا کنیم. برای اینکه انگیزه اصلی را پیدا کنیم، باید در مورد خودمان روراست باشیم؛ اینکه چه کسی هستیم و برای چه چیزی زندگی می کنیم.

ارزش های اصلی زندگی ما، هستند که چرایی اهداف ما را تعیین می‌کنند.

استرس کنونی در جامعه کنونی شاید به این دلیل است که اعمال و رفتارهای ما با ارزش‌های درونی‌مان مطابق نیستند.

اگر چیزی را دوست داریم و آن را نداریم و از طرفی می‌دانیم که توانایی رسیدن به آن را داریم، دلیل این نداشتن این است که اهداف‌مان را به روشنی تعریف نکرده‌ایم. ما باید به وضوح بدانید که چه چیزی را می‌خواهیم؛ آن را باور داشته باشیم و برای رسیدن به آن مشتاقانه تلاش کنیم.

ما فقط می‌توانیم به چیزهایی برسیم و چیزهایی را تجربه کنیم که به دنبالش هستیم!

اگر به دقت و وضوح نداریم به دنبال چه چیزی هستیم، قرار است چه چیزی را به دست آوریم؟ ما فقط چیزهایی را می‌بینیم یا می‌شنویم یا تجربه می‌کنیم که ذهن‌مان بر روی آنها تمرکز کرده است.

فرض کنید که می خواهید یک ماشین مدل جدید بی ام و بخرید شاید باورتان نشود؛ اما زمانی که تصمیم می‌گیرد آن را بخرید، به کرات می بینید که ماشین مدل مد نظر شما در خیابان تردد می کنند! این به خاطر آن است که شما روی آن تمرکز کرده اید و حالا این ماشین به چشم شما می آید

چطور عادت‌های بد را ترک کنیم؟

دارن هاردی برای ترک عادت های بدمان، ۵ استراتژی به ما معرفی می‌کند:

اول اینکه آن چیزی که محرک ما است را پیدا کنیم. مثلاً نشستن با دوستان‌تان باعث می‌شود غذاهای چرب بیشتری میل ‌کنیم؛ یا مثلا وجود شیرینی بر روی میز باعث می‌شود که حتی در شرایط گرسنه نبودن هم آن را میل کنیم. تمام آنچه را که باعث تحریک‌مان به انجام آن عادت بد می‌شود را باید پیدا کنیم.

استراتژی بعدی آن است که محیط خود را از محرک‌ها پاک کنیم.

مثلاً اگر می‌خواهیم نوشابه خوردن و ترک کنیم، باید تمام خانه از وجود نوشابه پاک شده باشد و وقتی در یخچال را باز می‌کنیم، شاهد تعداد زیادی نوشابه با برندهای مختلف نباشیم.

استراتژی سوم آن است که عادات بد خود را جایگزین کنیم.

مثلاً فرض کنید شما با چای هر روز مقدار زیادی قند می‌خورید. می‌توانید یک وعده از چای خود را با یک شیرینی طبیعی مثل کشمش مصرف کنید و به مرور این وعده را بیشتر کنید.

چهارمین استراتژی این است که برای ترک عادت‌های بد باید با آرامش این کار را شروع کنیم. در مثال قبلی گفتیم که مثلاً اگر قند زیاد مصرف می‌کنید سعی کنید ابتدا یکی از وعده‌های چای خود را با کشمش صرف کنید به مرور و بعد از گذشت یک هفته به جای یک وعده چای با کشمش دو وعده چای خود با کشمش میل کنید و همینطور این کار را ادامه دهید.

استراتژی پنجم این است که گاهی لازم است به جای آرام شروع کردن، ناگهان شروع کنیم.

یعنی به جای آهسته پیش رفتن یکباره تغییر و جهشی بزرگ ایجاد کنیم. اینکه در چه مواقعی می‌توانیم با آرامش شروع کنیم و در چه مواقعی با جهش بر اساس تجربه به دست می‌آید؛ اما نویسنده توصیه می‌کند عادات بدی را که در خانه وجود دارد، معمولا نیاز است تا آهسته آهسته تغییر دهیم؛ اما در زندگی حرفه‌ای گاهی می‌توانیم قدم بزرگ و یکجا و موثرتر برداریم.

مطلب مرتبط: 7 عادت برای هدایت شدن به سمت ثروت

چطور عادت‌های خوب را جایگزین کنیم؟

در کنار استراتژی‌های ترک عادت‌های بد، ۶ استراتژی برای ایجاد عادات خوب داریم.

اولین استراتژی این است که خودمان را برای موفقیت آماده کنیم. مثلاً اگر می‌خواهیم وزن کم کنیم و غذا‌های سالم بخوریم باید حواسمان باشد که یخچال‌مان حاوی غذاهای سالم باشد.

دومین استراتژی این است که به کم کردن فکر نکنیم؛ بیشتر به اضافه کردن فکر کنیم! برای مثال وقتی می‌خواهیم رژیم بگیریم و وزن کم کنیم، به این فکر کنید که چه چیزهایی را نمی‌توانیم بخوریم؛ به این فکر کنیم که چه چیزهای جدیدی را می‌توانیم به رژیم غذایی خود اضافه کنیم.

استراتژی بعدی این است که سعی کنیم در جمع مسئولیتی را بر عهده بگیریم. مثلاً در میان دوستان‌مان اعلام کنیم که قرار است رژیم غذایی بگیرید و خوردن خوراکی‌های ناسالم را کاهش دهید.

چهارم این استراتژی به ما می‌گوید که یک شریک برای موفقیت خودمان پیدا کنیم. گاهی ما نیاز به کسی داریم که در ایجاد عادت‌های جدید ما را متعهد نگه دارد و به ما گوشزد کند. این کار می‌تواند برای هر دوی ما بسیار موثر باشد.

استراتژی پنجم درباره رقابت و رفاقت توأمان است. مثلاً با دوستان خود قرار بگذارید که هر روز هزار قدم بردارید و در مورد این با هم صحبت کنیم.

استراتژی ششم، استراتژی جشن گرفتن است که وقتی به موفقیت‌های خود دست پیدا می‌کنیم یا آثار و نتایج آن را می‌بینیم یک جشن برپا کنیم، هر چند کوچک. این کار به ما انگیزه دوچندان می‌دهد.

برای اهداف بزرگ‌تر و نتایج بزرگ‌تر می‌توانیم جشن‌های بهتری برگزار کنیم یا هدایای برای خود در نظر بگیریم.

باید بپذیریم که تغییر تا حد زیادی دشوار است؛ اما ممارست و مداومت در ایجاد عادت‌های خوب نتایج بسیار خوبی را برای ما در بردارد. باید بدانیم که در مسیر تجربه اثر مرکب باید صبور باشیم.

تکانش در اثر مرکب چیست؟

بعد از اینکه کارها اهداف و عادت‌های خودمان را نوشتیم، باید بدانیم که رخداد عجیبی برای ما اتفاق می‌افتد دارن هاردی از آن به تکانش بزرگ یاد می‌کند و معتقد است ایجاد این تکانش کار ساده‌ای نیست!

اولین گام بسیار سخت است اما وقتی گام‌های اول را برداشتیم، بعد از مدتی شاهد حرکت سریع تر با صرف انرژی کمتر خواهیم بوو. اما انرژی ابتدایی بسیار زیاد است. چرا؟ چون ما مجبوریم اینرسی سکون را بشکنیم؛ اما پس از شکستن اینرسی با صرف انرژی بسیار کمی حرکت‌های بزرگی اتفاق می‌افتد این راز قدرت تکانش است.

برای تجربه تکانش بزرگ باید به طور خلاصه کارهای زیر را انجام دهیم براساس اهداف و ارزش‌های اصلی خودمان که آن‌ها را شفاف کردیم، انتخاب‌های جدید را یادداشت کنیم:

  • با رفتار های مستند انتخاب های جدید خودمان را به کار ببندیم.
  • در مرحله بعد لازم است این اقدامات و رفتارهای مثبت را تاجایی که منجر به عادت‌های مثبت شوند، ادامه داده و تکرار کنیم.
  • بعد از این رویه‌ها و ریتم‌های جدیدی که منجر به ایجاد یک نظم در زندگی ما می‌شود، ساخته خواهد شد.
  • در مرحله بعد ما باید برای مدتی طولانی در اجرای رویه‌ها و ریتم‌های جدید ثابت قدم بمانیم و پس از آن تکانش بزرگ از راه می‌رسد.
  • رویه‌ها آن چیزهایی هستند که ما هر روز آن را بدون شکست انجام می‌دهیم و قدرت بسیار زیادی در ایجاد تکانش بزرگ دارند.
  • برای ساختن رویه‌های سودمند لازم است که تصمیم بگیریم که چه رفتارها و عادت‌هایی را می‌خواهیم به کار ببندیم. لازم است که ریتم روزانه‌مان را ثبت کنیم.

تاثیرات و اثر مرکب

گاهی اوقات نیروهای خارجی می‌توانند ما را تحت تاثیر قرار دهند. ما به این نیروهای خارجی، “تاثیرات” می‌گوییم. برای اینکه بتوانیم اتر تاثیرات را بر روی خود کم کنیم، ابتدا لازم است که آنها را بشناسیم.

دارن هاردی تاثیرات را به سه دسته عمده تقسیم می‌کند:

  • ورودی‌ها یعنی آن چیزهایی که وارد ذهن ما می‌شود و ذهن ما با آنها تغذیه می‌کند.
  • مشارکت‌ها یعنی مردم و افرادی که ما زمانمان را با آنها سپری می‌کنیم.
  • دسته سوم محیط یا آن چیزی که در اطراف ما قرار دارد.

درباره ورودی‌ها باید به یاد داشته باشیم که مغز ما مثل جسم ما به غذا نیاز دارد. همانطور که ما به جسم خود زباله و آب آلوده نمی‌دهیم به ذهن خود هم نباید زباله و آب آلوده بدهیم.

منظور از آب آلوده می‌تواند کلیه اخبار مخرب، تبلیغات منفی و برنامه‌های نامناسب باشد که ما در طول شبانه روز آنها را می‌بینیم و می‌شنویم. به جای همه اینها می‌توانیم یک سی‌دی آموزشی گوش کنیم یا کتاب‌های سودمند مطالعه کنیم.

در حوزه ارتباطات‌مان باید بدانیم که همه ما یک گروه مرجع داریم.

گروه مرجع گروهی است که ما بیشتر زمان خود را با آنها می‌گذرانیم و تحقیقات نشان می‌دهد گروه مرجع ۹۵ درصد در موفقیت یا شکست ما در زندگی‌مان تاثیر گذارد.

ما باید ببینیم با چه کسانی بیشتر وقت می‌گذرانیم شاید لازم باشد با بعضی‌ها قطع رابطه کنیم؛ با بعضی‌ها رابطه‌مان را محدود کنیم و با بعضی دیگر رابطه‌مان را افزایش دهیم. پس این مهم است که بدانیم با چه کسانی در ارتباط هستیم و ارتباط‌مان را باید به چه نحو مدیریت کنیم.

علاوه بر این در مسیر ارتباط‌مان لازم است یک همراه موفقیت نیز پیدا کنیم. همینطور در ارتباط های‌مان از مربی‌ها بهره بگیریم؛ البته مربی‌هایی که اثر موثر دارند. همینطور می‌توانیم مشاوران شخصی داشته باشیم.

در خصوص محیط لازم است گاهی محیط‌مان را تغییر دهیم گاهی لازم است بی نظمی‌هایی را از زندگی‌مان و محیط اطراف‌مان پاک کنیم.

کلام آخر

در کنار همه کارهای که صحبت کردیم، شتاب بخشیدن به روال موفقیت هم مهم است.

باید بدانیم که محدودیت ها مانع نیستند؛ بلکه فرصت مناسبی هستند برای شتاب بخشیدن! ما می توانیم با روش هایی نتایج خود را چندین برابر کنیم. برای مثال وقتی که در حال تمرین هستیم و در آخرین لحظات خیلی خسته شده ایم، به جای اینکه تمرین خود را رها کنیم، کمی بیشتر آن را انجام بدهیم!

باید سعی کنید همواره فراتر از انتظارات ظاهر شویم؛ کارهای غیر منتظره می‌تواند به ما در شتاب بخشیدن به مسیر ما کمک کند.

در پایان باید بگویم که یادگیری بدون عمل بی ارزش است!

امیدواریم این کتاب برای شما مفید بوده باشد.

جزییات بیشتر از کتاب اثر مرکب

در حال حاضر ترجمه‌های مختلف از این کتاب در دسترس خوانندگان قرار دارد. از جمله ترجمه آقای اکبر عباسی و شاهین بیات از نسل نواندیش، ترجمه انتشارات نگاه نوین و ترجمه‌های دیگری هم از انتشارات مهرگان قلم، نشر داریوش، نشر آسو و ناشران دیگر در دسترس خوانندگان قرار دارد.

کلیات کتاب اثر مرکب را می توانیم در سه بخش عمده معرفی کنیم:

  • بخش اول شامل صحبت‌هایی در خصوص قدردانی و تحسین کتاب اثر مرکب،
  • بخش دوم شامل متن اصلی اثر مرکب،
  • و بخش پایانی حاوی ضمایم کتاب و فرم های ارزیابی مدنظر نویسنده است.

افراد مشهور بسیاری از جمله برایان‌تریسی، جک کانفیلد، جفری گیتومر، مارک ویکتور هانسن و افراد موفق دیگر این کتاب را تحسین کرده اند و آنتونی رابینز پیام ویژه‌ای در خصوص تحسین این کتاب نوشته است.

آنچه در متن اصلی کتاب می خوانیم بسیار جای تامل دارد؛ زیرا نکاتی را به ما یادآوری می کند که با دقت به آنها می توانیم تاثیر شگرفی در زندگی خود ایجاد کنیم.

متن اصلی کتاب اثر مرکب شامل شش فصل و یک بخش نتیجه‌گیری است که نویسنده در آن‌ها با مثال‌های گوناگون مفهوم اثر مرکب را برای ما ترسیم و توضیح می‌دهد.

برای خرید کتاب اثر مرکب اینجا کلیک کنید.

“همه ما یکسان به دنیا آمده‌ایم! برهنه، هراسان و بی سواد! بعد از این ورود بزرگ، زندگی مجموعه‌ای از انتخاب‌هایی خواهد بود که خودمان داریم.” دارن هاردی

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

اموزش بورس

4 نظر
نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

می‌توانید بدون درج نظر نیز از نظرات مطلع شوید، برای اینکار اینجا کلیک کنید.

.

.


نکات مهم

  • پاسخ‌هایی که به دیدگاه‌ کاربران گرامی داده می‌شود صرفا نظر شخصی نویسنده دیدگاه است و مسئولیت استفاده از این اطلاعات بر عهده کاربران خواهد بود.
  • دیدگاه‌هایی که دارای متن‌های تبلیغاتی، مشخصات شخصی و مطالب غیرمرتبط هستند پذیرفته نمی‌شوند.
  • لطفا سوال‌تان را واضح و شفاف بپرسید (خود را جای دیگران قرار دهید).
  • سوالات مبهم و تکراری (قبلا در نظرات جواب داده شده) پاسخی دریافت نمی‌کنند.