سرمایه‌گذاری ارزشی چیست؟ (همراه نکات و ریسک‌ها)

سرمایه گذاری ارزشی چیست

سرمایه‌گذاری ارزشی (به انگلیسی Value Investing) به طور ساده انتخاب کردن و خرید سهامی است که قیمت آن‌ها از ارزش ذاتی‌شان پایین‌تر است.

سرمایه‌گذاران ارزشی فعالانه به دنبال سهامی هستند که فکر می‌کنند ارزش بازار آن‌ها بسیار دست کم گرفته شده و جای رشد زیادی دارد. آن‌ها اعتقاد دارند که بازار نسبت به به اخبار خوب و بد بیش از حد واکنش نشان می‌دهد و همین موضوع باعث می‌شود قیمت سهم‌های مختلف تناسب خاصی با سودآوری بلندمدت و وضعیت بنیادی آن شرکت نداشته باشد.

این واکنش بیش از حد نشان دادن بازار، قیمت‌ها را به سطح خوبی رسانده و فرصت‌های فوق‌العاده‌ای برای خرید سهام با قیمت پایین به وجود می‌آورد.

احتمالا وارن بافت معروف‌ترین سرمایه‌گذار ارزشی دنیاست؛ اما افراد دیگری مانند بنجامین گراهام، استاد و مربی وارن بافت، دیوید داد، چارلی مانگر، کریستوفر براون و ست کلارمن نیز وجود دارند که به عنوان سرمایه‌گذار ارزشی شناخته می‌شوند.

سرمایه‌گذاری ارزشی چگونه انجام می‌شود؟

مفهوم اولیه سرمایه‌گذاری ارزشی بسیار ساده است: اگر شما ارزش واقعی این سهم را بدانید و آن سهم در قیمتی بسیار پایین‌تر حراج شده باشد، می‌توانید با خرید آن در زمانی که قیمت پایینی دارد، مقدار زیادی از پول خود را حفظ کرده و در آینده نیز سود کنید.

مثالی که برای این موضوع زده می‌شود این است که چه شما یک تلویزیون را در حراج و چه به قیمت اصلی خریداری کنید، یک تلویزیون یکسان با صفحه‌نمایش هم‌اندازه خواهید داشت.

قیمت سهام نیز به همین شکل کار می‌کند، قیمت هر سهم می‌تواند حتی در صورت تغییر نکردن ارزش یک شرکت، بالا و پایین شود.

درست مانند یک تلویزیون، ممکن است گاهی اوقات به دلیل تغییرات عرضه و تقاضا قیمت سهم تغییر کند؛ اما در چیزی که شما بابت آن پول می‌دهید تغییری ایجاد نشده و شرکت مورد نظرتان هنوز هم بسیار ارزش است.

درست مانند خریداران باهوش تلویزیون که اعتقاد دارند اصلا منطقی نیست که وقتی یک تلویزیون چند بار در سال به حراج گذاشته می‌شود، قیمت کامل آن را پرداخت کنند؛ سرمایه‌گذاران ارزشی زرنگ نیز می‌دانند سهام نیز به همین صورت کار می‌کند.

نکته مهم اینجاست که سهام بر خلاف تلویزیون در زمان‌های مشخص مثل جمعه سیاه و یا با تبلیغات فراوان به حراج گذاشته نشده و یک سرمایه‌گذار باهوش باید این مواقع خودش دست به کار شود.

تمام فرآیند سرمایه‌گذاری ارزشی شامل پیدا کردن اینگونه سهام در حراج و خریدن آن‌ها پایین‌تر از ارزش ذاتی و همینطور نگه‌داشتن‌شان به صورت بلند مدت است تا به سود رویایی خودشان دست پیدا کنند.

ارزش ذاتی و سرمایه‌گذاری ارزشی

در بازار بورس زمانی می‌گویند یک دارایی ارزان است که قیمت سهم از ارزش ذاتی خودش قیمت کمتری داشته باشد.

سرمایه‌گذاران ارزشی امیدوارند که بتوانند با خرید سهامی که بسیار ارزان‌ هستند به سود خوبی دست پیدا کنند.

سرمایه‌گذاران از ابزارهای مختلفی برای اندازه‌گیری و ارزیابی ارزش ذاتی یک شرکت استفاده می‌کنند.

این ابزارها ترکیبی از تحلیل‌های اقتصادی همچون خواندن عملکرد اقتصادی شرکت‌ها، سود، درآمد، جریان نقدینگی و فاکتورهای بنیادین؛ مانند برند شرکت، مدل کسب و کار، بازار هدف و برتری‌های رقابتی است. برخی از این ابزارها را در ادامه به شما معرفی خواهیم کرد:

P/B (نسبت قیمت به ارزش دفتری):

P/B نسبت قیمت بازار سهم به ارزش دارایی‌های یک شرکت را محاسبه می‌کند. اگر قیمت سهم از دارایی‌های شرکت کمتر باشد، به این معنی است که به ارزش خود نرسیده و شرکت مورد نظر در دوران سختی از نظر اقتصادی نیست.

P/E (نسبت قیمت به درآمد):

نسبت قیمت به میزان کل درآمدهای یک شرکت است و هرچقدر این مقدار کمتر باشد، سهم ارزش بیشتری پیدا می‌کند. البته این نسبت زمانی بکار می‌آید که EPS آینده سهم تحلیل شود و P/E براساس این EPS محاسبه شوند و نه براساس EPS سال گذشته که همه آنرا می‌دانند.

مطلب مرتبط: در مورد نسبت قیمت به درآمد اینجا بخوانید

جریان نقدینگی آزاد:

حریان نقدینگی آزاد میزان پولی است که بعد از کم کردن مخارج و هزینه‌های عملیاتی از درآمد شرکت به دست می‌آید.

جریان نقدینگی آزاد در واقع مقدار پول باقیمانده بعد از کم کردن تمام هزینه‌ها مانند شامل، هزنیه‌های عملیاتی، مخارج مربوط به خرید دستگاه‌های جدید و توسعه تولید است. اگر یک شرکت جریان نقدینگی آزاد داشته باشد، پول اضافه برای سرمایه‌گذاری جهت سودآوری در آینده، پرداخت بدهی‌ها، تقسیم کردن سود بین سهامداران و… را خواهد داشت.

قطعا معیارهای دیگری برای تحلیل؛ مانند محاسبه بدهی‌ها، رشد درآمد‌ سالیانه و فروش شرکت‌ها نیز قابل استفاده هستند و سرمایه‌گذاران بعد از بررسی تمام این موارد می‌توانند سهمی را که از ارزش ذاتی خودش قیمت کمتری دارد را خریداری کنند.

مطلب مرتبط: با نسبت‌های مالی پرکاربرد آشنا شوید

لبه امنیت

سرمایه‌گذاران ارزشی نیاز به فضایی برای خطاهای احتمالی در تحلیل‌ها و جلوگیری از ضرر دارند و نام آن را بر اساس میزان ریسکی که می‌توانند تحمل کنند خودشان لبه امنیت گذاشته‌اند.

به کار بردن استراتژی لبه امنیت باعث می‌شود سهام را بسیار ارزان بخرید و هنگام فروش آن‌ها، سود بیشتری کسب کنید، از آن طرف در صورتی که تحلیل‌های شما درست از آب در نیاید، می‌توانید با استفاده از لبه امنیت، ضرر خود را کمتر کنید.

سرمایه‌گذاران ارزشی از این منطق استفاده می‌کنند که اگر سهمی که 1000 تومان ارزش دارد را 660 تومان خریداری کنند، به طور ساده کافی است فقط صبر کنند تا ارزش هر سهم به 1000 تومان که ارزش واقعی خود است برسد و بعد از آن می‌توانند 340 تومان به ازای هر سهم سود کنند.

علاوه بر این ممکن است که در این مدت زمان کمپانی رشد کرده و ارزشمندتر شود و این شانس را به شما دهد تا پول بیشتری کسب کنید.

به این ترتیب اگر شما سهم را 660 تومان خریداری کرده و قیمت آن به 1100 تومان برسد، به ازای هر سهم 440 تومان سود برده‌اید؛ اما اگر به ارزش خودش؛ یعنی 1000 تومان آن را بخرید، در این میان تنها 100 تومان سود کرده‌اید.

بنجامین گراهام، پدر سرمایه‌گذاری ارزشی، سهامی را خریداری می‌کرد که دو سوم و یا کمتر از ارزش ذاتی خودشان قیمت داشتند. این مقدار دو سوم، لبه امنیتی انتخابی او برای کم کردن ریسک و بالا بردن سود بود.

بازارها کارا نیستند

سرمایه‌گذاران ارزشی به فرضیه بازار کارا عقیده ندارند. این فرضیه می‌گوید، قیمت فعلی سهام تمام واقعیت‌ها و اطلاعات در مورد ارزش یک شرکت را منعکس می‌کند؛ اما سرمایه‌گذاران ارزشی باور دارند که سهام مختلف می‌توانند به دلایل متفاوتی دارای قیمتی بیشتر و یا کمتر از ارزش ذاتی خودشان باشند.

برای مثال ممکن است که اوضاع اقتصادی مناسب نبوده و سهامداران ترسیده و شروع به فروش کنند و یا ممکن است سهامداران بابت یک اتفاق و یا تکنولوژی به وجود نیامده هیجان زده شده و بازار رشد کند.

مسائل روانشناسی و احساسات فعالان بورس می‌تواند قیمت سهم را بالا پایین کند.

مثلا ممکن است درآمد گزارش شده شرکت‌ها کمتر از حد انتظار باشد و یا فروش محصولات شرکت به مشکل بخورد.

بازار به اخبار مختلف واکنش نشان می‌دهد و در صورتی که احتمال جنگ در یک کشور بالا برود، سهامداران با ترس شروع به فروش سهام خود با قیمتی بسیار پایین می‌کنند تا خریداری پیدا شود.

عوام را دنبال نکنید

سرمایه‌گذاران ارزشی اغلب بر خلاف جریان بازار حرکت کرده و عوام را دنبال نمی‌کنند.

آن‌ها نه تنها فرضیه کارا بودن بازار را رد می‌کنند؛ بلکه وقتی همه افراد در حال خرید هستند، آن‌ها می‌فروشند یا تماشا می‌کنند و وقتی همه دارند می‌فروشند، آن‌ها می‌خرند یا سهام خود را نگه‌داری می‌کنند.

سرمایه‌گذاران ارزشی سهامی که سر زبان‌ها افتاده است را نمی‌خرند؛ چون معمولا اینگونه سهم‌ها قیمتی بیش از ارزش واقعی خودشان دارند و به جای آن سهامی را می‌خرند که در صورت ریزش بازار نیز کسی از وجود این سهم حتی خبر نداشته باشد و با آرامش روند مثبت خود را طی کند.

سرمایه‌گذار ارزشی فقط به دنبال ارزش ذاتی سهام است.

آن‌ها سهم را برای هدف اصلی آن؛ یعنی تصاحب درصدی از مالکیت شرکت می‌خرند؛ پس دوست دارند که شرکتی که صاحبش خواهند شد بسیار قوی بوده و با نظم و برنامه اقتصادی خود جلو برود.

سرمایه‌گذاری ارزشی نیازمند سخت‌کوشی و صبر است

تخمین ارزش ذاتی درست یک شرکت نیازمند تحلیل بنیادی است و همانطور که می‌دانید تحلیل بنیادی بر خلاف تحلیل تکنیکال در بین تحلیلگران مختلف به یک نتیجه واحد می‌رسد؛ اما در مورد سرمایه‌گذاری ارزشی بحث برای هر فرد متفاوت است.

ممکن است که تحلیل دو فرد کاملا یکسان باشد؛ اما هردو تصمیمات متفاوتی بگیرند.

برخی از سرمایه‌گذاران با نگاه کردن به اطلاعات شرکت در گذشته، زیاد به رشد آن در آینده نیز اعتماد نمی‌کنند. برخی نیز از این اطلاعات استفاده می‌کنند تا رشد شرکت در سال‌های آینده و میزان جریان پول نقد را پیش‎بینی کنند. برخی نیز هردوی این کارها را انجام می‌دهند.

در نظر داشته باشید که وارن بافت و پیتر لینچ به نوعی بزرگان روش سرمایه‌گذاری ارزشی هستند و معروفند که همیشه با استفاده از متغییرهای مختلف سهامی را می‌یابند که بازار در قیمت‌گذاری آن‌ها اشتباه کرده است.

با وجود روش‌های مختلف برای سرمایه‌گذاری ارزشی، اساس کار همیشه یکسان است: سهم را در قیمتی پایین‌تر از ارزش ذاتی آن پیدا کن، آن‌ را به صورت بلند مدت نگه‌داری کن، در قیمت واقعی و یا بالاتر به همراه سود کسب شده بفروش.

به این مورد توجه کنید که با استفاده از این روش نمی‌توانید به سود آنی برسید و اینگونه نیست که امروز سهم را بخرید و یک ماه بعد با سه برابر قیمت بفروشید. در عوض باید حتی سالها صبر کنید تا این سرمایه‌گذاری شما نتیجه بدهد به همین دلیل هر از چندگاهی ضرر هم خواهید کرد.

درست مانند تمام استراتژی‌های معامله و سرمایه‌گذاری، در اینجا نیز باید با سخت‌کوشی و صبر به هدف خود برسید.

صبر مهم‌ترین کلید واژه در سرمایه‌گذاری ارزشی است، اگر سهمی را از نظر بنیادی مناسب دیدید و بعد قیمت آن به ارزش ذاتی‌اش رسیده بود، دست نگه دارید. اگر قیمت یک سهم جذاب بود؛ اما به دلیل اتفاقاتی نمی‌توانست سودآوری سال‌های گذشته خود را تکرار کند، دست نگه دارید و در نهایت اگر هیچ سهمی بر طبق برنامه معاملاتی شما وجود نداشت، پول خود را دست نخورده باقی بگذارید و برای شکار فرصت‌های مناسب صبر کنید.

چرا سهام مختلف کمتر از ارزش واقعی خودشان فروخته می‌شوند؟

اگر شما هم مانند وارن بافت به فرضیه کارا نبودن بازار اعتقاد ندارید، باید با چند دلیل منطقی و علمی که چرا قیمت یک سهم از ارزش ذاتی‌اش پایین‌تر است، آشنا شوید.

در ادامه برخی از فاکتورهای مهم در کاهش قیمت یک سهم و سقوط به زیر سطح ارزش ذاتی‌اش را با هم مورد بررسی قرار خواهیم داد.

حرکات بازار و ذهنیت گله‌ای

گاهی اوقات مردم به طور غیرمنطقی و به جای توجه به مسائل بنیادین، تحت تاثیر جو روانی بازار سرمایه‌گذاری می‌کنند.

اینگونه از افراد وقتی ببینند یک سهم در حال رشد است و یا بازار به طور کل در یک روند رو به بالا قرار دارد، شروع به خریدن می‌کنند. برای مثال ممکن است متوجه شوند یک سهم در یک هفته گذشته 15 درصد رشد داشته است و از ترس جا ماندن از سود این سهم، شروع به خرید آن می‌کنند.

برعکس این موضوع نیز صادق است و زمانی که یک سهم در حال ریزش بوده و یا کلیت بازار منفی است، از ترس ضرر کردن شروع به فروش دارایی‌های خود در بازار سرمایه‌ می‌کنند.

با این کار به جای اینکه ضرر خود را روی کاغذ نگه داشته و منتظر بازگشت بازار بمانند، بخشی از ضرر را قبول کرده و سهام خود را می‌فروشند. اینگونه رفتارها به قدری شایع و گسترده است که روی قیمت سهام تاثیر می‌گذارد و هم در بازار مثبت و هم در بازار منفی، حرکات سهم‌ها را تشدید کرده و رشد و افت آن‌ها را شارپی می‌کند.

سقوط بازار

وقتی بازار به رشدی غیر قابل باور می‌رسد، یک حباب ایجاد می‌شود و به دلیل اینکه شرایط از ثبات خاصی برخورددار نیست، سرمایه‌گذاران به وحشت می‌فتند و در نتیجه فشار فروش عظیمی روی بازار وارد شده و اصلاح عمیق را به دنبال دارد.

در این زمان حتی سهامی که پایین‌تر از ارزش ذاتی خود هستند نیز به دلیل وجود جو منفی در بازار افت می‌کند.

سهامی که در چشم نیست و به آن‌ها توجه نمی‌شود

در بازارهای مالی افق دیدتان را از اخبار روزانه اقتصادی جلوتر ببرید.

شما می‌توانید در بازار سهامی را پیدا کنید که مورد توجه سرمایه‌گذاران نیست و یا ارزش بازار کوچکی داشته و حتی در بورس‌های خارجی حضور دارند.

اکثر سرمایه‌گذاران به دنبال یک شرکت تازه عرضه شده بسیار جذاب هستند و به یک شرکت قدیمی که سال‌هاست در بورس عرضه شده توجه کمتری می‌کنند.

سهامی که به تازگی عرضه اولیه شده بیشتر مورد توجه است و بیشتر رشد می‌کند، در حالیکه سهام آن شرکت قدیمی با ارزش ممکن است حتی با وجود ارزشمند بودن و وجود پتانسیل سودآوری بالا صرفا به خاطر اینکه فعالان بازار به آن توجه نمی‌کنند تا مدت‌ها زیر ارزش ذاتی خود معامله شود.

اخبار بد

حتی کمپانی‌های خوب و سودآور هم با برخی مشکلات مثل شکایت و دادگاه مواجه می‌شوند.

با این حال یک اتفاق بد باعث نمی‌شود که یک شرکت با بنیاد خوب ارزش خودش را از دست داده و یا قیمتش به حالت عادی باز نگردد.

تحلیلگران نمی‌توانند آینده را پیش‌بینی کنند و در صورتی که درآمد یک شرکت کمتر از حد پیش‌بینی شده توسط آن‌ها باشد، سرمایه‌گذاران وحشت کرده و شروع به فروش سهام خود می‌کنند؛ اما سرمایه‌گذاران ارزشی افق دیدشان فراتر از اتفاقات لحظه‌ای و اخبار بد است و به همین دلیل می‌توانند سهامی که از نظر بلندمدت بسیار با ارزش است را با قیمت‌های خیلی خوب و پایین خریداری کنند.

چرخه و نوسانات بازار

کلمه نوسان یا چرخه در اینجا به معنی نوساناتی است که روی یک کسب و کار تاثیر می‌گذارد.

شرکت‌های در یک چرخه اقتصادی نسبت به بالا و پایین‌ها ایمن نیستند، ممکن است این چرخه به معنای کاهش موقتی فروش و درآمد در فصلی خاص از سال باشد. این چرخه‌ها می‌تواند بابت تغییر فصل و یا تغییر رفتار و خلق‌وخوی سرمایه‌گذاران باشد که هرچند وقت یک بار بازار را تکان می‌دهد.

تمام این موارد سود و قیمت سهم یک شرکت را بطور موقت تغییر می‌دهد؛ اما تاثیری روی ارزش بلندمدت آن نخواهد داشت.

استراتژی‌های سرمایه‌گذاری ارزشی

کلید پیدا کردن سهام با قیمت پایین‌تر از ارزش ذاتی، بررسی و تحقیق بر روی شرکت‌ها و گرفتن تصمیمات منطقی است.

برای سرمایه‌گذاری ارزشی، پیشنهاد می‌شود که این پرسش‌ها را از خود داشته باشید تا متوجه شوید که آیا شرکت مورد نظرتان به دلایل احتمالی زیر سود خود را افزایش خواهد داد یا خیر:

  • افزایش قیمت محصولات
  • بالا رفتن آمار و ارقام فروش
  • کاهش هزینه‌ها
  • فروختن و یا تعطیل کردن قسمت‌های غیر سود‌آور شرکت

همچنین پیشنهاد می‌شود که در مورد رقبای شرکت مورد نظرتان نیز تحقیق کرده و چشم‌اندازهای رشد آن‌ را بیابید؛ اما برای پیدا کردن پاسخ این سوالات این است بسیار دقیق بوده و خوب گزارشات را تحلیل کنید.

به طور ساده بگویم که فعلا هیچ نرم‌افزاری وجود ندارد که این اطلاعات و اعداد که پاسخ این سوالات در آن‌هاست را دسته بندی کرده و در اختیار شما قرار دهد؛ به همین دلیل سرمایه‌گذاری ارزشی کمی حدس و گمان را هم می‌طلبد.

وارن بافت پیشنهاد می‌کند که روی صنعتی سرمایه‌گذاری کنید که خودتان در آن صنعت کار کرده‌اید و یا حداقل گروه‌هایی را انتخاب کنید که با محصولاتش آشنا هستید؛ مانند خودرو، پوشاک، لوازم خانگی و غذا.

یکی از کارهایی که سرمایه‌گذاران می‌توانند انجام دهند، انتخاب شرکت‌هایی است که خدمات و محصولات پر تقاضایی را ارائه می‌دهند.

در واقع سخت است که پیش‌بینی کنید چه زمانی یک اختراع و محصولا خلاقانه وارد بازار خواهد شد؛ اما بررسی عملکرد یک شرکت در گذشته و نحوه حل چالش‌ها توسط آن‌، کاری آسان است.

بازیگران سهم و خرید و فروش‌های داخلی

در این مقاله مقصود از بازیگر سهم مدیران رده‌بالای شرکت و یا شخصیت‌های حقیقی است که حداقل 10 درصد سهام شرکت را در اختیار داشته باشند.

مدیران و سهامداران ارشد یک شرکت در مورد اتفاقات و اخبار مربوط به خودشان زودتر از همه اطلاع دارند و به همین دلیل هرگاه دیدید که آن‌ها در حال خرید هستند، باید حدس بزنید که اتفاقات خوبی برای آن سهم در راه است. (اما همیشه این نکته صادق نیست)

علاوه بر این سهامداری که ده درصد از سهام شرکت را در اختیار دارد، در صورتی که خبری از آینده سهم نداشت، این مقدار پول زیاد را وارد سهم نمی‌کرد. به این رویداد، ورود پول هوشمند به سهم گفته می‌شود.

بیشتر بخوانید: پول هوشمند چیست؟

اما برعکس این موضوع یعنی فروش سهام توسط سهامدار عمده شرکت، همیشه به معنای وجود خبر بد در شرکت نیست!

شاید خیلی ساده آن شخصیت حقوقی و سهامدار عمده نیاز به پول نقد داشته باشد. اما گاهی حجم فروش عظیم توسط مدیران داخلی و بازیگران سهم می‌تواند این هشدار را به همراه داشته باشد که در آینده اتفاقات خوبی برای سهم نخواهد افتاد.

تحلیل گزارش‌های درآمدی

سرمایه‌گذاران باید گزارش‌های درآمدی یک شرکت را مطالعه کرده تا بتوانند سود آن را پیش‎بینی و یا با دیگر شرکت‌های مشابه مقایسه کنند. اطلاعات بسیار خوبی از گزارش‌های سالانه شرکت‌ها به دست می‌آید و می‌توانید در مورد مسیر آینده آن‌ها دید خوبی به دست آورید.

مخصوصا روند فروش، حاشیه سود و پیشرفت طرح‌های توسعه شرکت را مطالعه و بررسی کنید.

تحلیل وضعیت اقتصادی

صورت‌های مالی شرکت مانند ترازنامه می‌تواند به خوبی وضعیت اقتصادی یک شرکت را مشخص کند.

ترازنامه از دو بخش تشکیل شده است که یک بخش آن شامل لیست دارایی‌ها و دیگری لیست بدهی‌ها و سهم سرمایه‌گذاران شرکت است.

بخش دارایی شامل مواردی مانند پول نقد در اختیار کمپانی، سرمایه‌گذاری‌ها، حساب‌ها و اعتبارات، مطالبه‌ها از مشتریان و دارایی‌های ثابت مانند زمین و تجهیزات می‌شود.

بخش بدهی‌ها شامل وام‌هایی که شرکت گرفته، بدهی‌های کوتاه مدت، بدهی‌های بلند مدت و همچنین سهم سهامداران از پولی است که در شرکت است.

سود انباشته شرکت نیز در این بخش از برگه حساب یک شرکت قابل مشاهده است. از این سود انباشته برای پرداخت سود به سهامداران استفاده می‌شود و این مورد خود یکی از نشانه‌های یک شرکت سالم و مناسب از نظر وضعیت اقتصادی است.

صورتحساب سود و زیان نیز یکی دیگر از مواردی است که در تحلیل وضعیت اقتصادی باید به آن توجه شود. در این بخش پیشنهاد اکثر فعالان سرمایه‌گذاران ارزشی این است که به جای بررسی گزارش‌های فصلی، گزارش‌های سالانه شرکت‌ها را تحلیل کنید تا به یک دید خوب در طی سال برسید.

ریسک‌های سرمایه‌گذاری ارزشی

با وجود اینکه این روش در دسته روش‌های با ریسک کم الی متوسط دسته‌بندی می‌شود، درست مانند تمام استراتژی‌های معاملاتی، سرمایه‌گذاری ارزشی نیز ریسک‌ها و خطرات خاص خود را به همراه دارد.

در ادامه چند تا از مهم‌ترین خطرات و ریسک‌های این مدل سرمایه‌گذاری را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1. آمار و ارقام مهم هستند

بسیاری از سرمایه‌گذاران هنگام سرمایه‌گذاری ارزشی از اطلاعیه‌ها و صورت‌های مالی منتشر شده شرکت‌ها برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند؛ پس اگر خودتان تحلیل را انجام‌ می‌دهید؛ مطمئن شوید که به آخرین و به روز‌ترین اطلاعات دسترسی داشته و محاسباتتان دقیق است که اگر اینگونه نباشد یک سرمایه‌گذاری با داده‌های غلط خواهید داشت.

اگر هنوز به اندازه کافی تجربه و مهارت برای خواندن و تحلیل اطلاعیه‌ها و گزارش‌های مالی شرکت‌ها را ندارید، این کار را نکرده و به مطالعه ادامه دهید و وقتی کامل آماده شدید، تصمیم به سرمایه‌گذاری بگیرید.

2. سود و ضررهای ناگهانی و غیرعادی

برخی اتفاقات هستند که در گزارش‌های مالی شرکت‌ها دیده می‌شوند و باید به عنوان یک استثنا و اتفاق خارق‌العاده در نظر گرفته شوند. مانند فروش یک زمین یا دارایی توسط شرکت.

این موارد اغلب از کنترل‌ شرکت‌ها خارج بوده و به عنوان سود و ضرر غیرعادی شناخته می‌شوند. از این موارد می‌توان به شکایت‌های حقوقی، بازسازی شرکت و یا حتی بلایای طبیعی اشاره کرد. اگر در تحلیل‌تان به اینگونه مسائل رسیدید، احتمالا به یک نتیجه خوب در مورد عملکرد آینده شرکت خواهید رسید.

بهرحال به این گزارش‌های خیلی دقیق نگاه کنید و قضاوت خودتان را داشته باشید.

اگر یک شرکت هرسال در یک موعد خاص گزارش یک اتفاق غیرعادی را می‌دهد، احتمالا دیگر این اتفاق، غیرعادی نیست. در ضمن اگر هر سال ضررهای متوالی گزارش شد، احتمالا شرکت مورد نظر دارای مشکل مالی است.

3. نقص در تحلیل نسبت‌های مالی

در بخش‌های ابتدایی این مقاله نسبت‌های مختلفی برای تعیین وضعیت شرکت از نظر سودآوری معرفی شد؛ اما مشکل اینجاست که تنها یک راه واحد برای محاسبه این نسبت‌ها وجود ندارد و این می‌تواند یکی از ریسک‌های تحلیل و سرمایه‌گذاری ارزشی باشد.

در ادامه برخی از دلایل اشتباه در محاسبه این نسبت‌ها را به شما معرفی خواهیم کرد:

  • این نسبت‌ها ممکن است بدون کم کردن مالیات و یا با کم کردن آن‌ از درآمد محاسبه شود
  • برخی از این نسبت‌ها نتایج دقیقی نداشته و صرفا به یک تخمین می‌رسند.
  • با توجه به تعاریف مختلف سودآوری، سود شرکت به ازای هر سهم (EPS) می‌تواند متفاوت باشد.
  • تفاوت تعریف نسبت‌ها در کمپانی‌های مختلف، برای مثال نسبت‌ P/E برای یک شرکت غذایی شاید P/E در محدوده زیر 30 مناسب باشد ولی برای یک گروه دیگر مانند پتروشیمی، نسبت P/E بسیار پایین‌تر عادی و معمولی تلقی شود.

4. خریدن سهام با قیمت بیش از ارزش ذاتی

پرداخت پول بیشتر از ارزش ذاتی یک شرکت، یکی از ریسک‌هایی است که سرمایه‌گذاران ارزشی را تهدید می‌کند.

در صورت انجام این کار ممکن است شما بخش زیادی از سرمایه‌تان را از دست دهید.

در صورت خرید سهم در نزدیکی ارزش ذاتی آن نیز می‌تواند نتیجه‌ای مشابه را به همراه داشته باشد. خریدن یک سهم در سطحی پایین‌تر از ارزش ذاتی، حتی در صورت بد عمل کردن شرکت، ریسک شما را در بازار کاهش می‌دهد.

به یاد آورید که گفتیم یکی از اصلی‌ترین قوانین سرمایه‌گذاری ارزشی، تعیین لبه امنیت برای تمام سرمایه‌گذاری‌هایتان است و این به معنی خرید یک سهم در حوالی دو سوم ارزش ذاتی آن‌هاست.

5. متنوع نکردن سبد دارایی‌ها

علم عمومی سرمایه‌گذاری می‌گوید که تک سهم شدن یک استراتژی فوق‌العاده خطرناک است و بهتر است که سهام مختلف در گروه‌های متنوع را خریداری کرده و سبد سهام خود را گسترش دهیم.

با این حال برخی از سرمایه‌گذاران ارزشی اعتقاد دارند که تا زمانی که از بخش‌های مختلف اقتصاد سهام بخریم، در این روش می‌توان تنوع کمی از سهام را در سبد خود قرار دهیم.

کریستوفر براون در کتاب خود با نام \”کتاب کوچک سرمایه‌گذاری ارزشی\” پیشنهاد می‌کند که حداقل 10 سهم را در سبد سهام خود داشته باشیم و بنجامین گراهام یکی از سرمایه‌گذاران ارزشی معروف توصیه به انتخاب 10 تا 30 سهم می‌کند.

بخشی دیگر از متخصصان نظر متفاوتی دارند و توصیه می‌کنند بیش از 4 یا 5 سهم در سبد نداشته باشید. آن‌ها اعتقاد دارند که اگر می‌خواهید سود بسیار زیادی نصیبتان شود، سهام کمی را خریداری کنید.

آن‌ها می‌گویند داشتن تعداد زیادی سهام در پورتفوی‌تان یک سود متوسط را به شما خواهد داد و صد البته که این توصیه‌ها در صورتی مناسب است که شما در انتخاب سهم بسیار عالی عمل کنید که معمولا برای یک تازه‌کار انتخاب سهام عالی چندان رایج نیست.

6. گوش کردن به ندای قلب و احساساتتان

بسیار سخت است که در هنگام سرمایه‌گذاری، به احساسات گوش ندهید.

حتی در صورتی که کاملا به تحلیل‌های خود ایمان داشته و دقیق این کار را انجام داده باشید، در صورتی که بخواهید با پس اندازی که به سختی آن را به دست آوردید، سهام بخرید، ترس و هیجان وارد می‌شوند.

مهم‌تر از آن اینکه وقتی سرمایه‌گذاری خود را انجام دادید، در صورت سقوط قیمت‌ها تمایل به فروش آن‌ها پیدا خواهید کرد.

به خاطر بسپارید که هنر سرمایه‌گذاری ارزشی در این است که جلوی وسوسه شدن خودتان را گرفته و به دنبال عموم راه نیفتید؛ پس برای خرید هنگام رشد قیمت سهام و فروش در زمان افت قیمت به تله نیفتید.

سخن پایانی

سرمایه‌گذاری ارزشی یک روش بلند مدت است؛ برای مثال وارن بافت سهم را به قصد نگهداری آن به طور نامحدود خریداری می‌کند.

او یک بار گفت: من هیچگاه برای کسب پول در بازار تلاش نمی‌کنم. من با این فرض سهام را می‌خرم که فردای خرید من بازار را بسته و تا 5 سال آن را باز نکنند.

ممکن است وقتی نیاز به خرید چیز بزرگی دارید و یا در زمان بازنشستگی سهام خود را بفروشید، با این حال نگهداری سهام یک شرکت در حال رشد با دید بلندمدت در اغلب مواقع یک استراتژی خوب برای برد است.

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

نام شرکتویژگی‌هاامتیاز
کارگزاری آگاه
  • ارائه خدمات متمایز در قالب باشگاه مشتریان
  • سامانه معاملاتی اختصاصی و کاربرپسند
  • امکان دریافت اعتبار معاملاتی
  • امکان دریافت وام قرض‌الحسنه برای معاملات
  • امکان ثبت‌نام آنلاین برای کد بورسی
ثبت نام در بورس
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

روانشناسی بورس و چرخه بازار (چگونه باعث سود و زیان می‌شود؟)

روانشناسی بازار به طور ساده می‌گوید که حرکات بازار تحت تاثیر وضعیت احساسی و روانی کسانی است که داخل آن هستند. روانشناسی بازار یکی از مهم‌ترین مباحث در اقتصاد رفتاری…
بیشتر بخوانید

پرتفوی سرمایه‌گذاری چیست + انواع و روش تشکیل آن

پرتفو، پرتفوی (به انگلیسی Portfolio) یا سبد دارایی همگی یک مفهوم واحد را می‌رسانند. اگر شما صاحب دارایی‌های مالی باشید یک پرتفوی دارید. یک پرتفوی، ترکیبی از همه دارایی‌هایی است…
بیشتر بخوانید

سبک وارن بافت برای سرمایه‌گذاری ارزشی (در 6 مرحله)

چه کسی هست که نام وارن بافت، یکی از ثروتمندترین افراد جهان، که نامش مرتبا در فهرست میلیاردرهای فوربز قرار دارد را نشنیده باشد؟ بافت به عنوان یک تاجر و…
بیشتر بخوانید